معرفی سریال The Walking Dead – وقتی انسانیت تو دنیای بیرحم زندهها معنی میگیره
اگه بخوام فقط با یه جمله شروع کنم، میگم:
The Walking Dead اصلاً دربارهی زامبی نیست، دربارهی آدمهاست.
آره، اولش ممکنه فکر کنی یه سریال آخرالزمانیه که قراره هر قسمت یهسری زامبی بترکنه و خلاص، ولی وقتی بری جلو، متوجه میشی اصل داستان یه چیز دیگهست… یه درگیری فلسفی، روانی، و عاطفی دربارهی مرز باریک بین انسانیت و وحشیگری.(که البته هر روز بازمانده ها انسانیت خود را از دست می دهند)
داستان اولیه سریال The Walking Dead: یه بیداری، توی دنیای بیرحم
داستان سریال The Walking Dead از اونجایی شروع میشه که ریک گرایمز (Rick Grimes)، یه کلانتر زخمی، از کما بیدار میشه و میفهمه دنیا بههم ریخته. آدمها زامبی شدن، یا بهتر بگم: “Walker” هایی که دیگه چیزی از انسانیت براشون نمونده.
همسرش، پسرش، همکارش… همه گم شدن یا تغییر کردن.
اولش فکر میکنی قراره فقط یه مسیر بقای ساده باشه. ولی چیزی که میبینی، یه داستان طولانی از تغییر انسانها، سقوط اخلاق، عشق، خیانت، قدرت و انتخابهای سختیه که باهاشون روبهرو میشن.
معرفی سریال The Walking Dead :چیزی فراتر از زامبیکشی
سریال The Walking Dead فرقش با بقیهی آثار زامبیمحور تو اینه که بیشتر از اینکه رو ترس و بقا تمرکز کنه، رو رابطهها و روان آدمها مانور میده.
* چطور یه پدر میتونه همزمان هم محافظ بچهاش باشه، هم یه رهبر برای یه گروه.
* تا کجا حاضری بری که جون عزیزانت رو نجات بدی؟
* آیا هنوز اخلاق اهمیت داره تو دنیایی که قانون از بین رفته؟
توی خیلی از فصلها، میفهمی که زامبیها فقط پسزمینهان. خطر واقعی، آدمها هستن. آدمهایی که یا عقلشون رو از دست دادن، یا تصمیم گرفتن همهچیو فدای قدرت کنن.(البته توی دنیای واقعی هم همیت طوریه، ولی خیلی ناجورتره توی این سریال)
شخصیتپردازی؛ قویترین بخش سریال
سریال The Walking Dead پره از کاراکترهایی که به مرور زمان عوض میشن، رشد میکنن یا سقوط میکنن.
مثلاً:
* ریک گرایمز: رهبر با وجدانی که کمکم از عدالتطلبی میرسه به مرز جنون. (بعد از یه جایی به بعد دیگه رحم در این بشر نمیبینی. مثل اون رفیقت وقتی که توی بازی Lock In میکنه)
* داریل دیکسون: شکارچی تنها و خشن که با مرام ترین آدم گروه میشه. (از یه جایی به بعد عاشق این بشر میشی)
* کارول: از یه زن مظلوم و ترسیده، تبدیل میشه به یکی از خطرناکترین و باهوشترین بازماندهها.(یه کی از اون افرادیه که خیلی بهش فشار اومده)
* نیگان: یکی از قویترین ضدقهرمانهای دنیای سریال. خندهرو، خشن، اما پیچیده. (من خودم خیلی باهاش حال میکنم)
شاید یهجاهایی شخصیتها از بین برن، ولی حتی مرگشون هم معنیداره. بعضی از مرگها (مثل… من سریال رو در اون حد نمیخوام اسپویل کنم، پس چخه) هنوز بعد سالها تو ذهن آدم مونده.
افت و خیزهای داستانی
قبول دارم که سریال The Walking Dead تو بعضی فصلها (مثلاً فصل… اسپویل نمیکنم، عه!) یهکم افت داشت. ریتم کند شد، بعضی شخصیتها اضافه و تکراری شدن، داستان چرخید دور خودش.
اما بازم لحظههایی داره که میگی “آره، این همون The Walking Deadیه که عاشقش شدم”.
اواخر سریال دوباره جون گرفت. داستان عمیقتر شد و باز یهسری کشمکش اخلاقی مطرح کرد.
حتی وقتی سریال تموم شد، هنوز یه عالمه داستان واسه گفتن داشت و بخاطر همین اسپینآفهایی مثل:
* The Walking Dead: Daryl Dixon
* Dead City
* The Ones Who Live (توی این خیلی بخوام بگم، یکسری از کاراکتر ها دوباره بر میگردن)
ساخته شدن تا این دنیای آخرالزمانی تموم نشه. (ببین، نوب سگی اگه اول سریال اصلی رو نبینی.خودت بعداً نمیفهمی که چی شده چی نشده)
مفاهیم انسانی در دل مردگان (یا خدا، چرا مثل متن های توی دینی شد؟)
این سریال The Walking Dead فقط یه شو زامبیمحور نیست، یه آینهست برای نشون دادن اینکه ما آدمها واقعاً کی هستیم. (یه مشت وحشی… همونی که می دونی هستیم.)
* وقتی قانون نباشه، آیا باز هم وجدان داریم؟ (همین الانشم خیلیا ندارن)
* خانواده یعنی چی توی دنیایی که هر لحظه ممکنه کشته شی؟ (نظری راجب این یکی ندارم)
* آیا بخشش ممکنه، حتی وقتی طرف مقابل تو رو از عزیزانت محروم کرده؟ (این یکی رو فقط خدا میدونه)
اینا سوالاییان که The Walking Dead سعی میکنه جواب بده… گاهی تلخ، گاهی خشن، گاهی شاعرانه.
بازیگری، جلوههای بصری، موسیقی
بازیگری خیلی از کاراکترها واقعاً حرفهای بود. اندرو لینکلن (ریک)، نورمن ریداس (داریل)، ملیسا مکبراید (کارول) و جفری دین مورگان (نیگان) همشون عالی بودن.
گریم زامبیها واقعاً خلاقانه و واقعگرایانه طراحی شده (مخصوصاً اوایل سریل که تازه با سریال آشنا میشی). صحنههای اکشن حسابی نفسگیر، و موسیقی پسزمینه در لحظههای احساسی کاملاً تأثیرگذار بود.
جمعبندی نهایی:
معرفی سریال The Walking Dead فقط یه سریال زامبیکُشی نیست؛
یه داستان بلند و تلخه دربارهی انسان بودن توی دنیایی که دیگه مثل قبل نیست.
هرکسی که دنبال یه تجربه احساسی، فلسفی و پرچالش تو دنیای آخرالزمانیه، نباید این سریال رو از دست بده.
نمره نهایی من (شاید خوشتون نیاد از نمره دادن من، ولی خب):
* شخصیتپردازی: ۹.۵/۱۰
* داستان و روایت: ۸.۵/۱۰
* گریم و جلوههای ویژه: ۹/۱۰
* روند سریال در کل: ۸/۱۰
* حس و تاثیرگذاری: ۹/۱۰
میانگین نهایی: ۸.۸/۱۰







































